زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 7 روز سن داره
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره
زندگی پنج نفره مازندگی پنج نفره ما، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 21 روز سن داره

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

خوشبخت ترینم

بهداشت کنترل وزن

سلام عروس مامانی   الان ساعت حدودا 7ونیم صبحه و شما خوابی منم از فرصت استفاده کردم و اومدم برات بنویسم الان خونه مادرجونیم و نهار هم خونه بابابزرگ دیروز صبح شما رو بردم بهداشت برای کنترل وزنت که ماه پیش باید میبردمت ولی چون مریض شدی و دیدم وزنت کم شد گذاشتم این ماه ببرمت   خداروشکررررررر همه چی خوب بود وزنت : 9300 قدت:79   کلی ذوق کردم و خوشحال شدم گفت دیگه لازم نیست ببرمت چون وزنت خوبه نوبت بعد رو هم سه ماه دیگه گذاشت برای واکسن و چکاپ   به بابایی هم زنگ زدم گفتم که وزنت خوبه و با هم خداروشکر کردیم   امروز هم کلی کار دارم خریدن برچسبای کابینت ، گرفتن پرده هامون ، جمع...
6 آبان 1394

15 ماهگی

  سلام دختر خوشکلم   به این سرعت 15 ماه از زمینی شدنت گذشت   15 ماهگیت مبارک فرشته بهشتی من اینم عکست: اینجا هم ظهری داشتی با گوشی من بازی میکردی       پیشرفتات: نماز خوندنت خیلی پیشرفت کرده چادر سرت میکنی کنار مامان وایمیستی و هر کاری من میکنم نگاه میکنی و تکرار میکنی ، ننه جون یه پارچه دادن بهمون تا بدیم به مادرجون برات چادر بدوزن دستشون درد نکنه   بای بای کردن رو یاد گرفتی قبلا انگشتات رو تکون میدادی الان کامل دستت رو تکون میدی عروسکاتو رو پات میزاری و خودتو تکون میدی مثلا لالاشون میکنی از روز عرفه که رفتیم مهدیه برای دعای عرفه یاد گرفتی دست...
28 مهر 1394

14 ماهگی عروسک

  سلام عروسک   14 ماهگیت مباررررررررررررررک   اینم عکست:     دخترم وزنش تازه رسیده بود به 9 کیلو گرم که متاسفانه دوباره مریض شد اسهال استفراغ گاهی تب که وزنش کم شد و رسید به 8250 الان چند روزه خداروشکر خوب شده و منم بردمش دکتر براش واکسن آنفولانزا نوشت تا زیاد تو زمستون آینده سرما نخوره ، البته هنوز نبردمش که بزنه چون دکتر گفت بزارم چند روز بگذره که وزن بگیره و حالش بهتر شه حالا دیگه رسما راه میره اولای ماه به مرغ و خروس بجای تو تو میگفت تَ تَ ولی با کمی تمرین الان میگه توتو غذاشو به دستش میدم میخوره ولی هنوز باقاشق نمیتونه بخوره. این ماه خوردن گوجه ، ماکارونی ، سویا و بادمج...
28 شهريور 1394

محمد رسول الله

سلام دختر قشنگم   پریروز سه شنبه بعد از ظهر رفتیم سینما بهمن که فیلم محمد رسول الله رو ببینیم من و شما و باباجون،مادر جون و خاله اعظم ، دایی مسعود و زن دایی فائقه و البته مبین جوووووووون   خداروشکر خوب بود همه چی و شما هم تقریبا نیم ساعتش رو نگاه کردی و بعدش خوابت برد تـــــا  آخرای فیلم آخه حدودا 3 ساعت بود و من نگران بودم اذیت بشی   واقعا از دیدن فیلم لذت بردم و همینجا از همه دست اندرکاران ساخت این فیلم تشکــــــــــــر میکنم به عبارتی محشــــــــــر بود به همه دوستای گلم پیشنهاد میکنم که برین و ببینین   این دومین دفعه ای بود که دخترم رو بردم سینما دفعه پیش با عمو محسن ر...
19 شهريور 1394

عروسک نمازخونم

سلام عروسک مامان   با ذوق اومدم برات بنویسم که دیروز 18 مردادماه شما 1 سال و 21 روزت بود اولین بار ادای نماز خوندن رو در آوردی مهر تو دستت بود هی میذاشتی زمین و خم میشدی پیشونیت رو میزاشتی روش یا  لبت رو میچسبوندی بهش باز مهر رو برمیداشتی و بلند میشدی و این عمل رو دوباره تکرار میکردی نمیدونم چرا هی مهر رو برمیداشتی شاید چون ماها تو نمازمون مهر رو برمیداریم که شما برش نداری و تو دهنت کنی شما هم فکر کردی باید مهرتو برداری   الهی فدات بشم اون قدر از این کارت ذوق زده شده بودم که نگووووووو از خدا میخوام که تو تربیتت کمکم کنه و آدم مومنی بشی گل قشنگم   راستی دیشب رفتیم عروسی زینب جون و آقا حجت ...
19 مرداد 1394